تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠
سوى بىايمانى و كفر، متمايل نمىشدند، خداوند اين سرمايهها را تنها نصيب اين گروه منفور و مطرود، مىكرد، تا همگان بدانند مقياس ارزش و شخصيت انسان اين امور نيست.
***
نكتهها:
١- اسلام ارزشهاى غلط را درهم مىشكند
به راستى تعبيرى رساتر از آنچه در آيات فوق آمده براى درهم شكستن ارزشهاى دروغين پيدا نمىشود، براى دگرگون ساختن جامعهاى كه محور سنجش شخصيت افراد در آن، تعداد شتران، مقدار درهم و دينار، و تعداد غلامان و كنيزان و خانهها و وسائل تجملى است، تا آنجا كه تعجب مىكنند چرا «محمّد» صلى الله عليه و آله يتيم و از نظر مادى، فقير به نبوت برگزيده شده، اساسىترين كار اين است كه اين چهارچوبهاى غلط ارزشى درهم شكسته شود، و بر ويرانه آن ارزشهاى اصيل انسانى، تقوا و پرهيزگارى، و علم و دانش، ايثار و فداكارى، شهامت و گذشت بنا شود، در غير اين صورت همه اصلاحات، روبنائى و سطحى، و ناپايدار خواهد بود.
و اين، همان كارى است كه اسلام و قرآن و شخص پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به عالىترين وجهى انجام داد، و به همين دليل، جامعهاى كه از عقب افتادهترين و خرافىترين جوامع بشرى بود، در مدتى كوتاه، آن چنان رشد و نمو كرد كه در صف اول قرار گرفت.
جالب اين كه در حديثى از پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله در تكميل اين برنامه مىخوانيم: لَوْ وَزَنَتِ الدُّنْيا عِنْدَ اللَّهِ جَناحَ بَعُوضَةٍ ما سَقَى الْكافِرَ مِنْها شَرْبَةَ ماءٍ: «اگر دنيا به اندازه بال مگسى نزد خدا وزن داشت خداوند به كافر حتى يك