تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥
يك سازمان ادارى، و يك كشور، دليل بر وجود ظلم در آن دستگاه است؟
ممكن است افرادى، در مقام شعار، كلمه «مساوات» را بدون توجه به مفهوم واقعى آن، در همه جا به كار برند، ولى در عمل هرگز نظم، بدون تفاوتها امكانپذير نيست، اما هرگز وجود اين تفاوتها نبايد بهانهاى براى استثمار انسان، به وسيله انسان گردد، همه بايد آزاد باشند كه نيروهاى خلاق خود را به كار گيرند و نبوغ خود را شكوفا سازند، و از نتائج فعاليتهاى خود بى كم و كاست بهره گيرند، و در مورد نارسائىها بايد آنها كه قدرت دارند براى بر طرف ساختن آن بكوشند.
و اما در مورد سؤال دوم كه: چگونه ممكن است با وجود معين بودن روزى، شعله جهاد و تلاش و كوشش را روشن نگاه داشت؟ اشتباه از اينجا پيدا شده كه گاه گمان كردهاند، خداوند براى تلاش و كوشش انسان، هيچ نقشى قائل نشده است.
درست است كه: خداوند استعدادها را براى فعاليتهاى مختلف، به طور متفاوت آفريده، و درست است كه عواملى بيرون از اراده انسان، در مسير زندگى او مؤثر است، ولى با اين حال يكى از عوامل بنيادى را نيز، تلاش و كوشش او قرار داده است و با بيان اصل «أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» «١»
اين مطلب را روشن ساخته كه بهره انسان در زندگى ارتباط نزديكى با سعى و تلاش او دارد.
به هر حال، نكته باريك و دقيق اين جاست كه انسانها همچون ظروف يكدستى نيستند كه در يك كارخانه ساخته مىشود، يك شكل، يك نواخت، يك اندازه، و با يك نوع فايده، و اگر چنين بود حتى يك روز هم نمىتوانستند با هم زندگى كنند.