تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
شما برگزيده است؛ و شما؛ جز به آئين اسلام [: تسليم در برابر فرمان خدا] از دنيا نرويد»!
و اگر تصور شود تعبير به «جَعَلَ» به معنى آفرينش و خلقت است و مخصوص خدا است تصور نادرستى است، چرا كه «جَعَلَ» بر اعمال انسانها و غير انسانها نيز اطلاق مىشود، و در قرآن نمونههاى فراوانى دارد، فى المثل در مورد افكندن «يوسف» عليه السلام در چاه، كه از ناحيه برادران صورت گرفت قرآن تعبير به «جَعَلَ» (قرار دادن) كرده است: فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ. «١»
از آنچه گفتيم روشن شد كه ضمير مفعولى در «جعلها» به كلمه توحيد و شهادت لا الهَ الَّا اللَّه بازمىگردد كه از جمله إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ: «من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم» استفاده مىشود، و خبر از تلاشهاى ابراهيم عليه السلام براى تداوم خط توحيد، در نسلهاى آينده مىدهد.
در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت عليهم السلام رسيده، مرجع ضمير، مسأله امامت قلمداد شده است، و طبعاً ضمير فاعلى هم به خدا برمىگردد، يعنى خداوند مسأله امامت را در دودمان ابراهيم عليه السلام تداوم بخشيد، همان گونه كه از آيه ١٢٤ سوره «بقره» استفاده مىشود، كه وقتى خداوند به ابراهيم عليه السلام فرمود: من تو را امام قرار دادم، او تقاضا كرد كه در فرزندانش نيز امامان باشند، خداوند دعاى او را اجابت كرد، به استثناى كسانى كه آلوده ظلم و ستم مىشوند: قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ.
ولى مشكل در بدو نظر، اين است كه در آيه مورد بحث، سخنى از امامت در ميان نيست، مگر اين كه گفته شود جمله «سَيَهْدِيْنِ» (خداوند مرا هدايت مىكند)