تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١
نياكان.
به هر حال، اين آيه، يك نوع تسلى خاطرى است براى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و مؤمنان، كه بدانند بهانهجوئى مشركان، چيز تازهاى نيست، اين همان راهى است كه همه گمراهان در طول تاريخ پيمودهاند!
***
آيه بعد، پاسخى را كه انبياى پيشين به آنها مىدادند، به وضوح بيان مىكند و مىگويد: « (پيامبرشان) گفت: آيا اگر من آئينى هدايت بخشتر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد آورده باشم (باز هم انكار مىكنيد)»؟! «قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ». «١»
اين مؤدبانهترين تعبيرى است كه مىتوان در مقابل قومى لجوج و مغرور، بيان كرد كه عواطف آنها به هيچ وجه جريحهدار نشود، نمىگويد، آنچه را شما داريد دروغ و خرافه است و حماقت، بلكه مىگويد: آنچه من آوردهام از آئين نياكان شما هدايتكنندهتر است، بياييد بنگريد و مطالعه كنيد.
اين گونه تعبيرات قرآنى، ادب در بحث و محاجه را مخصوصاً در مقابل جاهلان مغرور به ما مىآموزد.
ولى با اين همه به قدرى آنها غرق در جهل و تعصب و لجاج بودند كه اين گفتار حساب شده و مؤدبانه نيز، در آنها مؤثر واقع نشد، آنها فقط در پاسخ انبيائشان «گفتند: (آرى،) ما به آنچه شما به آن فرستاده شدهايد كافريم» «قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ».
بى آنكه كمترين دليلى براى مخالفت خودشان بياورند، و بى آنكه كمترين