تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
رضاى او هستند، نابود گردد، و با دست خالى، و كولهبار عظيمى از گناهان، اين جهان را وداع گويند.
حالِ اين گروه، درست مخالف وضعى است كه مؤمنان دارند، «همانها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مىگيرند در حالى كه پاك و پاكيزهاند؛ به آنها مىگويند: سلام بر شما! وارد بهشت شويد به خاطر اعمالى كه انجام مىداديد» (الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ). «١»
قابل توجه اين كه: در مورد خشم الهى جمله به صورت فعليه آمده است (ما اسْخَطَ اللَّهَ) و در مورد خشنودى او، به صورت اسميه (رِضْوانَهُ).
بعضى از مفسران گفتهاند: اين تفاوت تعبير، لطيفهاى در بردارد، و آن اين كه:
خشم خدا گاهگاه است، و رضا و رحمتش مستمر است و مدام.
اين نكته نيز روشن است كه، خشم و غضب و سخط در مورد خداوند، به معنى تأثر نفسانى نيست، همان گونه كه رضاى او نيز به معنى انبساط روح نمىباشد، بلكه، همان گونه كه در حديث امام صادق عليه السلام آمده: غَضَبُ اللَّهِ عِقابُهُ وَ رِضاهُ ثَوابُهُ: «خشم خدا عقاب او است، و رضاى او ثواب او». «٢»
***