تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
هنگام است كه قلب مؤمن، از اين همه زشتىها كه مىبيند، و توانائى بر تغيير آن را ندارد، در درونش آب مىشود، چنان كه نمك در آب.
«سلمان» گفت: آيا چنين امرى واقع مىشود اى رسول خدا صلى الله عليه و آله؟!
فرمود: آرى، سوگند به آن كس كه جانم به دست او است، اى «سلمان»! در آن زمان، زمامدارانى ظالم، وزرائى فاسق، كارشناسانى ستمگر، و امنائى خائن بر مردم حكومت مىكنند.
«سلمان» پرسيد: آيا اين امر واقع مىشود اى رسول خدا صلى الله عليه و آله؟!
فرمود: آرى، سوگند به آن كس كه جانم در دست او است، اى «سلمان»! در آن هنگام زشتىها زيبا، و زيبائىها زشت مىشود، امانت به خيانتكار سپرده مىشود، و امانتدار خيانت مىكند، دروغگو را تصديق مىكنند و راستگو را تكذيب!.
«سلمان» سؤال مىكند: آيا چنين چيزى واقع مىشود اى رسول خدا صلى الله عليه و آله؟!
فرمود: آرى، سوگند به كسى كه جانم در دست او است، اى «سلمان»! در آن روز، حكومت به دست زنان، و مشورت با بردگان خواهد بود، كودكان بر منابر مىنشينند، دروغ، ظرافت، و زكات، غرامت، و بيت المال، غنيمت محسوب مىشود!.
مردم به پدر و مادر بدى مىكنند، و به دوستانشان نيكى، و ستاره دنبالهدار در آسمان ظاهر مىشود.
«سلمان» پرسيد: آيا اين امر واقع مىشود اى رسول خدا صلى الله عليه و آله؟!
فرمود: آرى، سوگند به آن كس كه جانم در دست او است، اى «سلمان»! در آن زمان زن با شوهرش شريك تجارت مىشود (و هر دو تمام تلاش خود را در بيرون خانه و براى ثروتاندوزى به كار مىگيرند) باران كم، و صاحبان كرم،