تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧
در آيه ٣٥ «نحل» نيز همين معنى تكرار شده است: وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ.
قرآن مجيد، در ذيل آيه سوره «انعام» آنها را تكذيب كرده، مىفرمايد:
كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا: «كسانى كه پيش از آنها بودند نيز، همين گونه دروغ مىگفتند؛ و سرانجام (طعم) كيفر ما را چشيدند» و در ذيل آيه سوره «نحل» تصريح مىكند: فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ الَّا الْبَلاغُ: «ولى آيا پيامبران وظيفهاى جز ابلاغ آشكار دارند»؟!
و در ذيل آيه مورد بحث، نيز چنان كه ديديم آنها را به تخمين زدن دروغين نسبت مىدهد كه در حقيقت، همه به يك ريشه بازمىگردد.
***
در آيه بعد، به دليل ديگرى كه ممكن است آنها به آن استدلال كنند، اشاره كرده، مىگويد: «يا اين كه ما كتابى پيش از اين به آنان دادهايم و آنها به آن تمسك مىجويند»؟! «أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ». «١»
يعنى آنها براى اثبات اين ادعا، بايد يا به دليل عقل متمسك شوند، يا به نقل، در حالى كه نه دليلى از عقل دارند، و نه دليلى از نقل، تمام دلائل عقلى، دعوت به توحيد مىكند، و همه انبياء و كتب آسمانى نيز دعوت به توحيد كردند.
***
در آخرين آيه مورد بحث، به بهانه اصلى آنان اشاره كرده، كه آن هم در واقع خرافهاى بيش نيست كه پايه خرافه ديگرى شده است، مىفرمايد: «بلكه آنها