تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
«همان چشمهاى كه مقربان از آن مىنوشند».
***
٢- شراب طهور
ناگفته پيدا است، خمر و شراب بهشتى هيچ گونه ارتباطى با خمر و شراب آلوده دنيا، ندارد، همان گونه كه قرآن در توصيف آن در جاى ديگر گفته است: لا فِيها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ: «شرابى كه نه در آن مايه تباهى عقل است و نه از آن مست مىشوند» «١» و جز هوشيارى و نشاط و لذت روحانى، چيزى در آن نيست.
***
٣- نوشابههاى فاسدنشدنى
در توصيف نهرهاى بهشتى، در يك مورد «غَيْرِ آسِن» (بوى آن تغيير نيافته) و در مورد ديگر، «لَمْيَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ» (طعم آن دگرگون نشده) آمده است و اين نشان مىدهد كه نوشابهها و غذاهاى بهشتى، هميشه با همان طراوت و تازگى روز نخست است، چرا چنين نباشد؟ در حالى كه دگرگونى مواد غذائى و تغيير يا فساد آنها، بر اثر تأثير ميكربهاى فاسد كننده است، و اگر اينها نبودند در اين دنيا نيز همه به همان حالت نخست، باقى مىماندند، اما چون در بهشت جائى براى موجودات فاسد كننده نيست، همه چيز آن هميشه صاف و پاك و سالم و تازه است.
***
٤- چرا ميوهها
در آيه مورد بحث، و بسيارى ديگر از آيات قرآن، از ميان غذاهاى بهشتى،