تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٥
وَ أَنْتِ أَحَبُّ الْبِلادِ إِلَىَّ وَ لَوْلَا الْمُشْرِكُونَ أَهْلُكِ أَخْرَجُونِي لَماخَرَجْتُ مِنْكِ: «تو محبوبترين شهرها نزد خدا و محبوبترين بلاد نزد منى، و هر گاه ساكنان مشرك تو مرا خارج ننموده بودند، به ميل خود از تو خارج نميشدم».
در اينجا آيه فوق نازل گشت (به پيامبر صلى الله عليه و آله بشارت نصرت الهى، و دشمنان را تهديد به مجازات كرد). «١»
مطابق اين شأن نزول، اين آيه در «مكّه» نازل شده است، ولى، به نظر مىرسد اين شأن نزول مربوط به آيه ٨٥ سوره «قصص» است چرا كه بسيارى از مفسران آن را در آنجا ذكر كردهاند، و تناسب بيشترى نيز، با همان آيه دارد، كه مىفرمايد: إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ: «آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد، تو را به جايگاهت (زادگاهت) بازمىگرداند». «٢»
قابل توجه اين كه: در اينجا خارج كردن را به شهر «مكّه» نسبت مىدهد، در حالى كه منظور، اهل شهر است، اين كنايه لطيفى است كه سلطه يك گروه را بر آن شهر مشخص مىكند، و نظير آن در موارد ديگرى از قرآن مجيد نيز آمده است. ضمناً تعبير به «قَرية» همان گونه كه بارها گفتهايم، به هر گونه شهر و آبادى اطلاق مىشود، و به معنى «روستا» نيست.
***
آخرين آيه مورد بحث، از مقايسه ديگرى بين «مؤمنان» و «كفار» سخن مىگويد، از دو گروه متفاوت در همه چيز، كه يكى داراى ايمان و عمل صالح است و ديگرى داراى يك زندگى به تمام معنى حيوانى، از دو گروهى كه يكى در زير چتر ولايت پروردگار قرار گرفته، و ديگرى بىمولى و سرپرست، مىفرمايد: