تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣
كافران چون چهارپايانند كه براى آنها تفاوت نمىكند اين علف از زمين صاحب آنها است يا غصب؟ حق يتيم و بيوهزنى است، يا نه؟
مؤمنان، با استفاده از هر يك از مواهب مادى، به بخشنده اين مواهب مىانديشند، آيات او را در آنها مشاهده مىكنند و حق شكر منعم را به جا مىآورند، در حالى كه كافر، غافل و بىخبر، به هيچ يك از اينها نمىانديشد، و پيوسته بار خود را از ظلم و گناه سنگينتر مىكند، خود را به هلاكت نزديكتر مىسازد، همان گونه كه گوسفندان پروارى، هر قدر بيشتر مىخورند و فربهتر مىشوند، به ذبح نزديكتر مىگردند.
بعضى، تفاوت بين اين دو گروه را چنين گفتهاند: إِنَّ الْمُؤْمِنَ لايَخْلُو أَكْلُهُ عَنْ ثَلاثٍ: أَلْوَرَعِ عِنْدَ الطَّلَبِ، وَ اسْتِعْمالِ الأَدَبِ، وَ الأَكْلِ لِلْسَّبَبِ، وَ الْكافِرَ يَطْلُبُ لِلْنَّهْمَةِ وَ يَأْكُلُ لِلْشَّهْوَةِ وَ عَيْشُهُ فِي غَفْلَةٍ: «مؤمن خوردنش از سه برنامه خالى نيست: ورع در به دست آوردن، ادب در به كار بردن، و هدف در مصرف كردن، ولى كافر، طلبش بىقيد و شرط، خوردنش براى شهوت، و زندگيش سراسر غفلت است»!.
قابل توجه اين كه: در مورد مؤمنان، مىگويد: «خداوند آنها را وارد باغهاى بهشت مىكند»، اما در مورد كافران مىگويد: «آتش جايگاه آنها است» كه تعبير اول احترام و اعتنائى است نسبت به مقام اهل ايمان، و تعبير دوم تحقير و بىاعتنائى نسبت به كفار است، كه از تحت ولايت او بيرون رفتهاند.
بعضى از مفسران، از جمله: وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ «آتش جايگاه آنها است» چنين استفاده كردهاند، كه آنها هماكنون در آتشند، زيرا جمله، به صورت فعل مضارع و مستقبل نيست، بلكه خبر از حال مىدهد، و در حقيقت چنين است، چرا كه اعمال و افكار آنها، خود آتش است كه در آن گرفتارند، و جهنم هم اكنون