تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥
تغيير مسير مىدهد، قلوب مردم را به شما متمايل مىكند، سخنانتان را نافذ، و فعاليتهايتان را پر ثمر مىسازد، آرى يارى خدا، جسم و جان و درون و برون را احاطه مىكند.
اما در ميان تمام اشكال يارى كردن، روى مسأله «ثبات قدم» تأكيد مىكند؛ چرا كه ايستادگى در برابر دشمن، مهمترين رمز پيروزى است، و برندگان جنگها آنها هستند كه ثبات و استقامت بيشترى نشان مىدهند.
لذا، در داستان پيكار «طالوت»، فرمانده بزرگ «بنىاسرائيل»، با «جالوت» آن زمامدار ستمگر و خونخوار و قوى پنجه، مىخوانيم: مؤمنان اندكى كه با او بودند، به هنگامى كه در برابر انبوه دشمن قرار گرفتند، چنين گفتند: رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ: «پروردگارا! پيمانه شكيبائى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز بگردان»!. «١»
و در آيه بعد از آن، مىخوانيم: فَهَزَمُوهُمْ بِاذْنِ اللَّهِ: «ياران «طالوت» لشكر نيرومند «جالوت» را به فرمان خدا شكست دادند».
آرى، نتيجه ثبات قدم، پيروزى بر دشمن است.
***
و از آنجا كه گاهى نيروى متراكم دشمن، و انبوه جمعيت، و انواع تجهيزات او، فكر مجاهدان راه حق را به خود مشغول مىدارد، در آيه بعد مىافزايد: «و كسانى كه كافر شدند، مرگ و سقوط بر آنها! و اعمالشان نابود باد»! «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ». «٢»