تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
٢٠ وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ
٢١ أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ
٢٢ بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
ترجمه:
٢٠- آنان گفتند: «اگر خداوند رحمان مىخواست ما آنها را پرستش نمىكرديم»! ولى به اين امر هيچ گونه علم و يقين ندارند، و جز دروغ چيزى نمىگويند.
٢١- يا اين كه ما كتابى پيش از اين به آنان دادهايم و آنها به آن تمسك مىجويند؟
٢٢- بلكه آنها مىگويند: «ما نياكان خود را بر آئينى يافتيم، و ما نيز به پيروى آنان هدايت يافتهايم».
تفسير:
آنها دليلى جز تقليد از نياكان جاهل ندارند؟
در آيات گذشته، نخستين پاسخ منطقى به عقيده خرافى بتپرستان، كه فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند، داده شد، و آن اين كه: براى اثبات يك ادعا قبل از هر چيز مشاهده و رؤيت و حضور در صحنه لازم است، در حالى كه هيچ يك از بتپرستان هرگز نمىتوانند مدعى شوند كه به هنگام آفرينش فرشتگان، در آن صحنه شاهد و ناظر بودهاند.
آيات مورد بحث، همين معنى را پىگيرى كرده، به ابطال اين خرافه زشت از