تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦
طورى كه در تفسير آيات فوق گفتيم، اجازه مىداد طبق مصالح، اسيران را بىقيد و شرط يا پس از پرداخت «فديه»، آزاد كنند.
در آن روز، زندانهائى نبود كه بتوان اسيران جنگى را تا روشن شدن وضعشان، در زندان نگهداشت، و راهى جز تقسيم كردن آنها در ميان خانوادهها و نگهدارى، به صورت برده وجود نداشت.
بديهى است، هنگامى كه چنين شرائطى تغيير يابد، هيچ دليلى ندارد كه امام مسلمين حكم بردگى را درباره اسيران بپذيرد، مىتواند آنها را از طريق «منّ» و «فداء» آزاد سازد؛ زيرا اسلام، پيشواى مسلمين را در اين امر، مخير ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح، اقدام كند، و به اين ترتيب، تقريباً سرچشمههاى بردگى جديد، در اسلام بسته شده است.
ماده دوم- گشودن دريچه آزادى
اسلام برنامه وسيعى براى آزاد شدن بردگان، تنظيم كرده است كه اگر مسلمانان به آن عمل مىكردند در مدتى نه چندان زياد، همه بردگان تدريجاً آزاد و جذب جامعه اسلامى مىشدند.
رئوس اين برنامه چنين است:
الف- يكى از مصارف هشتگانه زكات در اسلام، خريدن بردگان و آزاد كردن آنها است «١» و به اين ترتيب يك بودجه دائمى و مستمر، براى اين امر، در بيت المال اسلامى در نظر گرفته شده كه تا آزادى كامل بردگان، ادامه خواهد داشت.
ب- براى تكميل اين منظور، مقرراتى در اسلام وضع شده كه بردگان طبق قراردادى كه با مالك خود مىبندند، بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند (در فقه