تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢
براى آزادى بردگان دارد، كه بالمال همه آنها تدريجاً آزاد مىشوند، بىآنكه اين آزادى، عكس العمل نامطلوبى در جامعه به وجود آورد.
ولى، پيش از آنكه به توضيح اين طرح دقيق اسلامى بپردازيم، ذكر چند نكته را مقدمتاً لازم مىدانيم:
١- اسلام هرگز ابداعكننده بردگى نبوده است
بلكه در حالى ظهور كرد كه مسأله بردگى سراسر جهان را گرفته بود، و با تار و پود جوامع بشرى آميخته بود، حتى بعد از اسلام نيز، در تمام جوامع، مسأله بردگى ادامه يافت، تا حدود يكصدسال قبل كه «نهضت آزادى بردگان» شروع شد؛ چرا كه به خاطر دگرگون شدن نظام زندگى بشر، مسأله بردگان به شكل قديمى ديگر قابل قبول نبود.
الغاى بردگى، نخست از اروپا شروع شد، سپس در ساير كشورها از جمله آمريكا و آسيا، گسترش يافت.
در «انگلستان» تا سال ١٨٤٠ ميلادى، و در «فرانسه» تا سال ١٨٤٨، و در «هلند» تا سال ١٨٦٣، و در «آمريكا» تا سال ١٨٦٥ بردگى ادامه داشت، و سپس كنگره «بروكسل» ضمن اعلاميهاى، تصميم به الغاى بردگى در سراسر جهان گرفت، و اين در سال ١٨٩٠ بود (حدود يك قرن قبل).
٢- تغيير شكل بردگى در دنياى امروز
درست است كه غربىها به اصطلاح پيشقدم در الغاى بردگى بودند، اما وقتى دقيقاً مسأله را بررسى مىكنيم مىبينيم بردگى نه تنها ريشهكن نشد، بلكه به صورت خطرناكتر و وحشتناكترى يعنى در شكل استعمار ملتها، و بردگى مستعمرات آشكار گشت، به طورى كه هر قدر بردگى فردى، رو به ضعف مىگذاشت، بردگى دستهجمعى و استعمار، قوىتر و نيرومندتر مىشد،