تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١
مصالحى است كه امام مسلمين پيش بينى مىكند، هر گاه مصلحت نباشد از آن چشم مىپوشد، و اسيران را بدون غرامت و بردگى آزاد مىكند.
درباره فلسفه گرفتن فداء، در جلد ٧ صفحه ٢٥٠ به بعد مشروحاً بحث كردهايم (ذيل آيه ٧٠ سوره انفال).
***
٤- بردگى در اسلام
گر چه در قرآن مجيد، مسأله «استرقاق» (بردهگيرى و بردهدارى) به عنوان يك دستور حتمى در مورد اسيران جنگى نيامده است، ولى، انكار نمىتوان كرد كه احكامى در قرآن براى بردگان ذكر شده است كه اصل وجود بردگى را حتى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله، و صدر اسلام اثبات مىكند، مانند احكامى كه در مورد ازدواج با بردگان، يا احكام مَحرميّت، يا مسأله مكاتبه (قرارداد براى آزادى بردگان) كه در آيات متعددى از قرآن در سورهاى «نساء- نحل- مؤمنون- نور- روم و احزاب» آمده است.
اينجا است كه بعضى بر اسلام خرده مىگيرند كه چرا اين آئين الهى با آن همه محتوا و ارزشهاى والاى انسانى مسأله بردگى را به كلى الغاء نكرده، و طى يك حكم قطعى و عمومى، آزادى همه بردگان را اعلام ننموده است؟!.
درست است كه اسلام سفارش زيادى در مورد بردگان كرده، اما آنچه مهم است آزادى بىقيد و شرط آنها است؛ چرا انسانى مملوك انسان ديگرى باشد؟ و آزادى را كه بزرگترين عطيه الهى است، از دست دهد؟!
***
پاسخ:
در يك جمله كوتاه، بايد گفت: اسلام طرح و برنامه دقيق و زمانبندى شده