تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
٣- احكام اسراى جنگى
گفتيم، مسلمانان هيچ گاه پيش از شكست كامل دشمن در ميدان نبرد، نبايد به فكر گرفتن اسير باشند، كارى كه به هر حال خطرات سنگينى در بر دارد.
ولى، لحن آيات مورد بحث، گواهى مىدهد: بعد از پيروزى بر دشمن، بايد به جاى كشتن آنها، اقدام به اسارت آنان كرد، لذا مىگويد: «هنگامى كه با دشمن روبرو شديد ضربات سنگين خود را بر آنها وارد كنيد».
سپس مىافزايد: «هنگامى كه به قدر كافى نيروى آنها را درهم كوبيديد به گرفتن و بستن آنها بپردازيد» (فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ).
به اين ترتيب، بعد از غلبه، بايد به جاى كشتن، آنها را اسير كرد، كارى كه گريزى از آن نيست؛ چرا كه اگر دشمن رها شود، باز ممكن است نيروى خود را تجديد سازمان دهد، و حمله مجددى را آغاز نمايد.
اما بعد از اسارت، صحنه دگرگون مىشود، و اسير با تمام جناياتى كه مرتكب شده است به صورت يك امانت الهى، در دست مسلمين درمىآيد كه بايد حقوق بسيارى را درباره او رعايت كرد.
قرآن مجيد، از كسانى كه ايثار كردند و غذاى خود را به اسيرى دادند تجليل و احترام به عمل مىآورد، و مىگويد: وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً: «ابرار و نيكان غذاى (خود) را با اين كه به آن علاقه (و نياز) دارند، به مسكين و يتيم و اسير مىدهند»! «١» (اين آيه طبق روايت معروف در مورد حضرت على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام نازل شده كه روزهدار بودند و غذاى افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند).