تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٠
آخر امت من با دجال پيكار كنند». «١»
بحث درباره «دجّال» بحث دامنهدارى است، ولى اين قدر معلوم است كه «دجّال» مرد فريبكار يا مردان فريبكارى هستند كه در آخر زمان براى منحرف ساختن مردم از اصل توحيد و حق و عدالت به فعاليت مىپردازند، و مهدى عليه السلام با قدرت عظيمش آنها را درهم مىكوبد.
و به اين ترتيب، تا دجالان، بر صفحه زمين زندگى مىكنند، پيكار حق و باطل ادامه دارد!
در حقيقت «اسلام» با «كفر»، دو نوع پيكار دارد: يكى پيكارهاى مقطعى است مانند غزواتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با دشمنان داشت كه بعد از پايان هر جنگ، شمشيرها به غلاف مىرفت، و ديگر پيكار مستمرى كه با «شرك و كفر و ظلم و فساد» دارد، و اين امرى است مستمر، تا زمان گسترش حكومت عدل جهانى، به وسيله حضرت مهدى عليه السلام.
سپس، اضافه مىكند: «برنامه شما همين گونه است» «ذلِكَ». «٢»
«و هر گاه خدا مىخواست از طرق ديگر از آنها انتقام مىگرفت» «وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ».
از طريق صاعقههاى آسمانى، زلزلهها، تندبادها، و بلاهاى ديگر، ولى در اين صورت ميدان آزمايش تعطيل مىشد، «اما خدا مىخواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر، بيازمايد» «وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ».
اين در حقيقت فلسفه جنگ و نكته اصلى درگيرى حق و باطل است، در اين پيكارها، صفوف مؤمنان واقعى و آنها كه اهل عملاند از اهل سخن، جدا