تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧
مىشود، اگر با قاطعيت هر چه بيشتر، حملات سخت و ضربات كوبنده بر دشمن وارد نكند، خودش نابود خواهد شد، و اين دستور يك دستور كاملًا منطقى است.
بعد از آن مىافزايد: «اين حملات كوبنده، بايد همچنان ادامه يابد تا به اندازه كافى دشمن را درهم بكوبيد، و به زانو درآوريد، در اين هنگام اقدام به گرفتن اسيران كنيد، و آنها را محكم ببنديد» «حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ».
«أَثْخَنْتُمُوهُمْ» از ماده «ثخن» (بر وزن شِكَن) به معنى غلظت و صلابت است، و به همين مناسبت، به پيروزى و غلبه آشكار و تسلط كامل بر دشمن، اطلاق مىشود.
گر چه غالب مفسران، اين جمله را به معنى كثرت و شدت كشتار از دشمن گرفتهاند، ولى چنان كه گفتيم، اين معنى، در ريشه لغوى آن نيست، اما از آنجا كه گاه جز با كشتار شديد و وسيع دشمن، خطر بر طرف نمىگردد، يكى از مصاديق اين جمله در چنين شرايطى، مىتواند مسأله كشتار بوده باشد نه مفهوم اصلى آن. «١»
در هر صورت، آيه فوق، بيانگر يك دستور حسابشده جنگى است كه پيش از درهم شكستن قطعى مقاومت دشمن، نبايد اقدام به گرفتن اسير كرد؛ چرا كه پرداختن به اين امر، گاهى سبب تزلزل موقعيت مسلمانان در جنگ خواهد شد، و پرداختن به امر اسيران و تخليه آنها در پشت جبهه، نيروها را از وظيفه اصلى بازمىدارد.
تعبير به «فَشُدُّوا الْوَثاقَ» (با توجه به اين كه «وثاق» به معنى طناب يا هر چيزى است كه با آن مىبندند) اشاره به محكم كارى در بستن اسيران است، مبادا