تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦
مسلمانان براى بيان يك دستور مهم جنگى، كه در آيات مورد بحث مطرح شده است، مىفرمايد: «هنگامى كه با كافران در ميدان جنگ روبرو مىشويد، با تمام قدرت به آنها حمله كنيد و گردنهايشان را بزنيد»! «فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ». «١»
بديهى است، گردن زدن، كنايه از قتل است، بنابراين ضرورتى ندارد كه جنگجويان كوشش خود را براى انجام خصوص اين امر به كار برند، هدف اين است: كه دشمن از پاى درآيد، ولى چون گردن زدن، روشنترين مصداق قتل بوده، روى آن تكيه شده است.
و به هر حال، اين حكم مربوط به ميدان نبرد است؛ زيرا «لَقِيْتُم» از ماده «لقاء» در اين گونه موارد، به معنى «جنگ» است، قرائن متعددى در خود اين آيه، مانند مسأله «اسارت اسيران» و واژه «حرب» (جنگ) و «شهادت در راه خدا» كه در ذيل آيه آمده است، گواه بر اين معنى است.
كوتاه سخن اين كه: «لقاء»، گاه به معنى هر گونه ملاقات، استعمال مىشود، و گاه به معنى روبرو شدن در ميدان جنگ، و در قرآن مجيد نيز در هر دو معنى به كار رفته، و آيه مورد بحث ناظر به معنى دوم است.
و از اينجا روشن مىشود، افرادى كه به منظور تبليغات ضد اسلامى، آيه را طورى معنى كردهاند كه اسلام مىگويد: «با هر كافرى روبرو شدى گردنش را بزن»! چيزى جز اعمال غرض و سوء نيت نيست، و گرنه، خود اين آيه صراحت در مسأله روبرو شدن در ميدان جنگ دارد.
بديهى است، هنگامى كه انسان، با دشمنى خونخوار در ميدان نبرد روبرو