تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢
شده، هرگز ايمان به خدا تكميل نمىشود.
اين احتمال، نيز وجود دارد كه جمله اول، اشاره به ايمان به خدا است، و جنبه اعتقادى دارد، و اين جمله، اشاره به ايمان به محتواى اسلام و تعليمات آن حضرت است و جنبه عملى دارد.
و به تعبير ديگر، ايمان به خدا به تنهائى كافى نيست، بلكه بايد ايمان به «ما نُزِّلَ عَلَيه» نيز داشته باشند، يعنى: ايمان به قرآن، ايمان به جهاد، ايمان به نماز و روزه و ايمان به ارزشهاى اخلاقى كه بر او نازل شده است.
ايمانى كه مبدأ حركت، و تأكيدى بر عمل صالح بوده باشد.
قابل توجه اين است كه: بعد از ذكر اين جمله، مىگويد: «وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ»، «در حالى كه آنچه بر او نازل شده، حق است و از سوى پروردگار».
يعنى، ايمان آنها بىحساب و بىدليل نيست، چون حق را در آن تشخيص دادهاند، ايمان آوردهاند.
و تعبير «مِنْ رَبِّهِمْ» (از سوى پروردگارشان) تأكيدى است بر اين واقعيت كه هميشه، حق از سوى پروردگار است، از او سرچشمه مىگيرد و به او بازمىگردد.
لازم به ذكر است كه در مقابل دو كيفرى كه براى كفار بازدارنده از راه خدا، ذكر شده بود، دو پاداش براى مؤمنان صالح العمل بيان مىكند كه، نخستين آنها «پوشاندن لغزشها» و بخشودگى خطاهائى است كه به هر حال هر انسان غير معصومى از آن خالى نيست، و ديگر «اصلاح بال» است.
«بال» به معانى مختلفى آمده است به معنى حال، كار، قلب، و به گفته «راغب» در «مفردات» به معنى «حالات پر اهميت» است، بنابراين «اصلاح بال»، به معنى سر و سامان دادن به تمام شئون زندگى و امور سرنوشتساز، مىباشد كه طبعاً هم پيروزى در دنيا را شامل است، و هم نجات در آخرت را، به عكس سرنوشتى كه كفار دارند كه به حكم «اضَلَّ اعْمالَهُم»، تلاشها و كوششهايشان به جائى نمىرسد، و به جز شكست، نصيب و بهرهاى ندارند.