تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
در قرآن مجيد، گاهى «عزم» در مورد «صبر» به كار رفته، مانند: وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ: «كسى كه صبر كند و عفو نمايد اين از عزم امور است». «١»
و گاه به معنى «وفاى به عهد» مانند: وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِىَ وَ لَمْنَجِدْ لَهُ عَزْماً: «ما به آدم از قبل، عهد كرديم، اما او فراموش كرد و بر سر عهد خود نايستاد». «٢»
ولى، با توجه به اين كه پيامبران صاحب شريعت جديد و آئين تازه، با مشكلات و گرفتارىهاى بيشترى روبرو بودند، و براى مقابله با آن عزم و اراده محكمترى لازم داشتند، به اين دسته از «پيامبران»، «اولوا العزم» اطلاق شده است، و آيه مورد بحث نيز، ظاهراً اشاره به همين معنا است.
در ضمن، اشارهاى است به اين كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز از همان پيامبران است، زيرا مىگويد: «تو هم شكيبائى كن! آنگونه كه پيامبران اولوا العزم شكيبائى كردند».
و اگر بعضى «عزم» و «عزيمت» را به معنى «حكم و شريعت» تفسير كردهاند، به همين مناسبت است، و گرنه «عزم» در لغت به معنى شريعت نيامده است.
به هر حال، طبق اين معنى «مِنْ» در «مِنَ الرُّسُل» «تبعيضيه» است، و اشاره به گروه خاصى از پيامبران بزرگ است كه صاحب شريعت بودهاند، همانها كه در آيه ٧ سوره «احزاب» نيز به آنان اشاره شده: وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً: «به خاطر بياور، هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و از تو و از نوح و