تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
سوى آنهاست، دعوتى منسجم، حسابشده، كوتاه و پر معنا، «گفتند: اى قوم! ما كتابى را استماع كرديم كه بعد از موسى از آسمان نازل شده است» «قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى».
اين كتاب اوصافى دارد، نخست اين كه: «كتابهاى آسمانى قبل از خود را تصديق مىكند، و محتواى آن هماهنگ با محتواى آنهاست، و نشانههائى كه در كتب پيشين آمده است، در آن به خوبى ديده مىشود» «مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ». «١»
وصف ديگر اين كه «همگان را به سوى حق هدايت مىنمايد» «يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ».
به گونهاى كه هر كس، عقل و فطرت خويش را به كار گيرد، نشانههاى حقانيت را به روشنى در آن مىيابد.
و آخرين وصف اين كه: «به سوى راه مستقيم دعوت مىكند» «وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ».
تفاوت دعوت به حق، با دعوت به راه مستقيم، ظاهراً در اين است كه اولى اشاره به اعتقادات حق است، و دومى به برنامههاى عملى مستقيم و صحيح.
جمله «أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى» و جمله «مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ» مؤيد اين مطلب است كه اين گروه به كتب آسمانى پيشين، مخصوصاً كتاب موسى عليه السلام ايمان داشتند و در جستجوى حق بودند، و اگر مىبينيم سخنى از كتاب عيسى عليه السلام كه بعد از آن نازل شده، به ميان نيامده، نه به خاطر چيزى است كه «ابن عباس» گفته كه: جنّ مطلقاً از نزول «انجيل» آگاه نبودند، چرا كه طائفه جنّ از اخبار آسمانها با خبر بودند، چگونه ممكن است از اخبار زمين تا اين حد غافل بمانند؟!