تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣
چوپانهاى آنها را كه در بيابانهاى اطراف بودند از زمين برداشت، و به هوا برد، خيمهها را از جا مىكند و چنان بالا مىبرد كه به صورت ملخى ديده مىشد!
هنگامى كه اين صحنه را ديدند، فرار كردند و به خانههاى خود پناه بردند و درها را به روى خود بستند، اما باد، درها را از جا مىكند، و آنها را بر زمين مىكوبيد (يا با خود مىبرد) و «احقاف» همان شنهاى روان را بر پيكر آنها گسترد.
در آيه ٧ سوره «حاقه» آمده است: «اين تندباد، هفت شب و هشت روز ادامه يافت»، آنها مرتباً زير تلى از شن و ماسه ناله مىكردند، سپس تندباد شنها را با خود برد (و بار ديگر بدنهايشان نمايان گشت، و آنها را برگرفت و به دريا ريخت)!. «١»
و در پايان، به اين حقيقت اشاره مىكند كه: اين سرنوشت مخصوص اين قوم گمراه نبود، بلكه «ما اين گونه قوم مجرم را كيفر مىدهيم» «كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ».
اين هشدارى است، به همه مجرمان و گنهكاران و كافران لجوج و خودخواه، شما نيز اگر همين مسير را طى كنيد، سرنوشتى بهتر از آن نخواهيد داشت!
گاه به بادهائى كه به گفته قرآن «مَبَشِّراتٌ بَيْنَ يَدَي رَحْمَته» (پيشقراولان باران رحمت او هستند) و كار آنها زنده كردن زمينهاى مرده است، مأموريت مرگآفرينى مىدهد.
گاه زمين را، كه مهد آرامش انسان است، با يك زلزله شديد تبديل به