تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٧
٢٣- گفت: «علم (آن) تنها نزد خداست؛ من آنچه را به آن فرستاده شدهام به شما مىرسانم، ولى شما را قومى مىبينم كه پيوسته در نادانى هستيد»!
٢٤- هنگامى كه آن (عذاب) را به صورت ابر گستردهاى ديدند كه به سوى درهها و آبگيرهاى آنان در حركت است گفتند: «اين ابرى است كه بر ما مىبارد»! (گفته شد:) اين همان چيزى است كه براى آمدنش شتاب مىكرديد، تندبادى است كه عذاب دردناكى در آن است!
٢٥- همه چيز را به فرمان پروردگارش درهم مىكوبد و نابود مىكند. (آرى) آنها صبح كردند در حالى كه چيزى جز خانههايشان به چشم نمىخورد؛ ما اين گونه گروه مجرمان را كيفر مىدهيم!
تفسير:
قوم عاد و تندباد مرگبار!
از آنجا كه قرآن مجيد، بعد از ذكر قضاياى كلى، به بيان مصداقهاى قابل ملاحظه آن مىپردازد تا آن كليات را پياده كند، در اينجا نيز بعد از شرح حال مستكبران سركش و هوسران، به ذكر داستان «قوم عاد» كه نمونه واضحى از آن است پرداخته، مىگويد: «براى اين مشركان «مكّه» سرگذشت «هود» برادر «قوم عاد» را يادآورى كن» «وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ».
تعبير به «اخ» (برادر) براى بيان نهايت دلسوزى و صفاى اين پيامبر بزرگ نسبت به قوم خويش است، اين تعبير چنان كه مىدانيم در مورد عدهاى از پيامبران بزرگ در قرآن مجيد آمده است، آنها برادرى دلسوز و مهربان براى اقوام خويش بودند كه از هيچ نوع فداكارى مضايقه نكردند.
اين تعبير، ممكن است در ضمن، اشارهاى به ارتباط خويشاوندى ميان اين