تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٧
نكته:
چگونه اين آيه از سوى «بنى اميه» تحريف شد؟
در حديثى آمده است: «معاويه» نامهاى به «مروان» (والى مدينه) نوشت، تا از مردم براى فرزندش «يزيد» بيعت بگيرد، «عبد الرحمن» فرزند «ابوبكر» در مجلس حاضر بود، گفت: «معاويه» مىخواهد اين كار را همانند «هرقل» و «كسرى» (پادشاهان روم و ايران) انجام دهد كه پدران، فرزندان خود را (هر چند نااهل و آلوده بودند) به جانشينى خود برمىگزيدند.
«مروان» از روى منبر فرياد زد خاموش باش! تو همان كسى هستى كه اين آيه در حق تو آمده است: «وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما».
«عايشه» حضور داشت، رو به او كرد گفت: «دروغ مىگوئى، من مىدانم اين آيه در حق چه كسى نازل شده است؟ اگر مىخواهى تا نام و نسبش را بگويم، ولى رسول خدا پدر تو را لعنت كرده در حالى كه تو در پشت پدر بودى، بنابراين تو نتيجه لعنت رسول خدائى». «١»
آرى، گناه «عبد الرحمن» اين بود كه از يكسو، به «اميرمؤمنان على» عليه السلام عشق مىورزيد، كارى كه براى «بنى اميه» بسيار ناخوشايند بود.
و از سوى ديگر، با موروثى شدن خلافت، و تبديل آن به سلطنت، شديداً مخالف بود، و بيعت گرفتن براى «يزيد» را نوعى حركت كسرائى و هرقلى مىدانست.
لذا، از طرف دشمنان قسم خورده اسلام، يعنى «آل اميه»، مورد حمله واقع شد، و آيات قرآن مجيد را در مورد او تحريف كردند.