تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤
هر چيز كثيف و آلوده است، و در مقام توهين و تحقير گفته مىشود. «١»
بعضى نيز گفتهاند: به معنى چركى است كه در زير ناخن جمع مىشود كه هم آلوده است و هم ناچيز. «٢»
ديگر اين كه: نه تنها ايمانى به قيامت و روز رستاخيز ندارند، بلكه آن را به باد مسخره گرفته، جزء افسانهها و پندارهاى خرافى مىشمرند.
وصف ديگرشان، اين است: گوش شنوا ندارند، تسليم در برابر حق نيستند و روحشان از غرور و جهل و خودخواهى انباشته است.
آرى، پدر و مادر دلسوز او هر چه تلاش و كوشش مىكنند، كه او را از گرداب جهل و بىخبرى نجات دهند، تا اين فرزند دلبند گرفتار عذاب دردناك الهى نشود، او همچنان در كفر خود پافشارى مىكند و اصرار مىورزد، و سرانجام ناچار او را رها مىكنند.
***
همان گونه كه در آيات گذشته، پاداش مؤمنان صالحالعمل، بيان شده، در اينجا سرانجام كار كافران جسور و خيرهسر را، نيز بيان كرده، مىفرمايد: «آنها كسانى هستند كه فرمان عذاب الهى، درباره آنان مسجل شده، و همراه اقوام كافر از جن و انس، كه قبل از آنها بودند گرفتار مجازات دردناك مىشوند و اهل دوزخند» «أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ». «٣»
«چرا كه آنها همه از زيانكاران بودند» «إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ».