تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
و شكر نعمتهاى حق، و توجه به حقوق پدر و مادر و فرزندان، به مقام قرب الهى راه مىيابند، و مشمول الطاف خاص او مىشوند.
اما در آيات مورد بحث، سخن از كسانى است كه در نقطه مقابل آنها قرار دارند، افرادى بىايمان، حقنشناس و عاق پدر و مادر، مىفرمايد: «و آن كسى كه به پدر و مادرش مىگويد: اف بر شما! آيا به من وعده مىدهيد كه من روز قيامت مبعوث مىشوم؟ در حالى كه قبل از من اقوام زيادى بودند و مردند و هرگز مبعوث نشدند»! «وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي». «١»
اما پدر و مادر مؤمن در مقابل اين فرزند خيرهسر، تسليم نمىشوند «آنها فرياد مىكشند و خدا را به يارى مىطلبند كه، واى بر تو اى فرزند! ايمان بياور كه وعده خدا حق است» «وَ هُما يَسْتَغِيثانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ».
اما او همچنان به لجاجت و خيرهسرى خود ادامه مىدهد، و با تكبر و بى اعتنائى «مىگويد: اينها چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست»! «فَيَقُولُ ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ».
اين كه مىگوئيد: معادى و حساب و كتابى در كار است از خرافات و داستانهاى دروغين اقوام گذشته است، و من هرگز در برابر آن تسليم نخواهم شد.
اوصافى كه از اين آيه، درباره آن گروه، استفاده مىشود چند وصف است:
بىاحترامى و اسائه ادب نسبت به مقام پدر و مادر؛ زيرا «اف» در اصل به معنى