تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨
ضمناً از اين تعبير استفاده مىشود كه منظور از «أَصْحابِ الْجَنَّةِ» در اينجا بندگان مقربى هستند كه هرگز گرد و غبار معصيت بر دامانشان ننشسته و اين مؤمنان توبهكار، بعد از مغفرت الهى در كنار آنها و در سايه آنها جاى مىگيرند.
و در پايان آيه، براى تأكيد بر اين نعمتها كه گفته شد، مىافزايد: «اين وعده صدقى است كه پيوسته به آنها داده شده است» «وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ». «١»
چگونه وعده صدق نباشد، در حالى كه تخلف از وعده يا به خاطر پشيمانى و نادانى است، و يا از ضعف و ناتوانى، و خداوند از همه اين امور منزه است.
***
نكتهها:
١- اين آيات ترسيمى است از يك انسان مؤمن بهشتى، كه نخست رشد جسمانى و سپس مرحله كمال عقلى خود را پيموده، بعد به مقام شكرگزارى در برابر نعمتهاى پروردگار، و شكر زحمات طاقتفرساى پدر و مادر رسيده، و به موقع، از لغزشها توبه مىكند، و به انجام اعمال صالح و از جمله تربيت فرزندان اهتمام مىورزد، و سرانجام به مقام تسليم مطلق در برابر فرمان الهى صعود مىكند، و همين امر، سبب مىشود كه غرق رحمت و غفران و نعمتهاى گوناگون خداوند شود.
آرى، بايد يك انسان بهشتى را از اين صفاتش شناخت.
***
٢- تعبير به «وَصَّيْنَا الانْسانَ» (به انسان توصيه كرديم) اشاره به اين است كه،