تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦
يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ: «كسانى كه كتاب آسمانى به آنها دادهايم، او [: پيامبر] را همچون فرزندان خود مىشناسند». «١»
نظير همين معنى، كه در آيه مورد بحث است، در سوره «هود» آيه ١٧ نيز آمده است: أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ: «آيا آن كس كه دليل آشكارى از پروردگار خويش دارد، و به دنبال آن، شاهدى از سوى (خدا) آمده، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بوده (و گواهى بر آن مىدهد، همچون كسى است كه چنين نباشد)»؟!. «٢»
تعبير به «اماماً وَ رَحْمَةً» ممكن است از اين جهت باشد كه، بعد از ذكر امام و پيشوا احياناً مسأله تكليف شاق و خشونت بار، به ذهن تداعى مىكند، به واسطه خاطرهاى كه از پيشوايان خود داشتند، ولى ذكر «رحمت»، اين تداعى را اصلاح كرده، مىگويد: امامت اين امام توأم با رحمت است، حتى اگر تكاليفى آورده، آن هم رحمت است، و چه رحمتى برتر از تربيت نفوس آنها.
و به دنبال، آن مىافزايد: «اين در حالتى است كه اين كتاب آسمانى به زبان عربى فصيح و گوياست» كه همگان از آن بهرهمند شوند «لِساناً عَرَبِيًّا».
و در پايان آيه، هدف نهائى از نزول قرآن را در دو جمله كوتاه، به اين صورت شرح مىدهد: «هدف اين بوده كه ظالمان را انذار و نيكوكاران را بشارت دهد» «لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ».
و با توجه به جمله «يُنْذِرَ» كه فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد، روشن مىشود كه انذار قرآن، همچون بشارت آن دائمى و مستمر است، ظالمان و ستمگران را در سراسر تاريخ بيم مىدهد و انذار مىكند، و به نيكوكاران