تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤
تفسير:
شرط پيروزى، ايمان و استقامت است
اين آيات، همچنان اعمال و گفتار كافران و انحرافات آنها را مورد بحث و بررسى و نكوهش قرار مىدهد، نخست، به اين گفتار غرورآميز و دور از منطق آنها اشاره كرده مىگويد: «كافران درباره مؤمنان چنين گفتند: اگر ايمان و اسلام چيز خوبى بود هرگز آنها بر ما سبقت نمىگرفتند! «وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ». «١»
اينها يك مشت افراد فقير و بىسر و پا، روستائى و برده و كم معرفتند! چگونه ممكن است آنها حق را بفهمند، و به آن اقبال كنند، ولى ما چشم و چراغهاى اين جامعه، از آن غافل و بىخبر بمانيم؟!
غافل از اين كه، عيب در خود آنها بوده است، نه در آئين اسلام، اگر پردههاى كبر و غرور بر قلب آنها نيفتاده بود، اگر مستِ مال و مقام و شهوت نبودند، اگر خود برتربينى و خودمحورى، اجازه تحقيق حق به آنها مىداد، و همانند تهيدستان پاكدل، حقجو و حق طلب بودند، آنها نيز به سرعت جذب اسلام مىشدند.
لذا، در پايان آيه با اين تعبير لطيف به آنها پاسخ مىگويد: «چون خود آنها به وسيله قرآن هدايت نشدند، به زودى مىگويند: اين يك دروغ قديمى است»! «وَ إِذْ لَمْيَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ». «٢»