تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥
آرى، او اين نسبتهاى ناروا را كه به من مىدهيد، و در برابر فرستاده او قيام كردهايد، و با سمپاشى مردم را از ايمان به حق بازمىداريد، همه را مىداند.
و در جمله بعد، به عنوان تأكيد بيشتر، توأم با برخوردى مؤدبانه، مىافزايد:
«همين بس كه خداوند ميان من و شما گواه باشد» «كَفى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ».
او صدق دعوت من، و تلاش و كوششهايم را در ابلاغ رسالت مىداند، و دروغ و افترا و كارشكنى شما را نيز مىبيند، و همين براى من و شما كافى است.
و براى اين كه راه بازگشت را نيز به آنها نشان دهد، در پايان آيه مىافزايد:
«او غفور و رحيم است» «وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ».
توبهكاران را مىبخشد، و آنها را مشمول رحمت واسعه خود مىسازد.
***
در آيه بعد، مىافزايد: «بگو من پيامبر نوظهورى نيستم كه با ساير پيامبران متفاوت باشم» «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ».
«و نمىدانم با من و با شما چه خواهد شد»؟! «وَ ما أَدْرِي مايُفْعَلُ بِي وَ لابِكُمْ».
«تنها از آنچه بر من وحى مىشود پيروى مىكنم» «إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَىَّ».
«و جز بيم دهنده آشكارى نيستم» «وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ».
اين جملههاى كوتاه و پرمعنى، پاسخى است به بسيارى از ايرادات مشركان، از جمله اين كه: گاه از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان اين كه يك بشر چگونه ممكن است با خدا ارتباط پيدا كند تعجب مىكردند.
گاه مىگفتند: چرا او غذا مىخورد و در كوچه و بازار راه مىرود؟
گاه تقاضاى معجزات عجيب و غريب داشتند، و هر يك تمنائى مىنمودند.