تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
اينها از خداوند «عزيز و حكيم» است، لازمه اين سخن آن است، كه جز او معبودى در جهان نيست، چرا كه تنها كسى شايسته عبوديت است كه خالق و مدبر عالم باشد، و اين دو، در ذات پاك او جمع است.
و براى تكميل اين بحث، در اين آيات روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مىفرمايد: «به اين مشركان بگو! به من خبر دهيد! معبودهائى را كه غير از خدا پرستش مىكنيد- نشان دهيد- چه چيز از زمين را آفريدهاند»؟! «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ماتَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ماذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ».
«يا اين كه شركتى در آفرينش آسمانها و مالكيت و تدبير آنها دارند»؟ «أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِى السَّماواتِ».
هنگامى كه شما قبول داريد، بتها هيچ گونه دخالتى نه در آفرينش موجودات زمينى دارند، و نه در آفرينش خورشيد و ماه و ستارگان و موجودات عالم بالا، و خودتان با صراحت مىگوئيد: «خالق همه اينها اللَّه است». «١»
با اين حال چگونه براى حل مشكلات، يا جلب بركات، دست به دامن «بتها»، اين موجودات بىخاصيت و فاقد عقل و شعور، مىزنيد؟!
و اگر فرضاً مىگوئيد: آنها شركتى در امر خلقت و آفرينش داشتهاند «كتابى از كتب آسمانى پيشين كه گفتار شما را تصديق كند، يا آثارى علمى از علماى گذشته كه گواهى بر اين معنى دهد، براى من بياوريد اگر راست مىگوئيد» «ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْكُنْتُمْ صادِقِينَ».
كوتاه سخن اين كه: دليل، يا جنبه نقلى دارد و از طريق وحى آسمانى است، يا عقلى و منطقى، و يا شهادت و گواهى دانشمندان. شما كه در ادعاهاى خود در