تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦
منعكس مىسازد.
نخست مىگويد: «پس تمام حمد و ستايش مخصوص خدا است» «فَلِلَّهِ الْحَمْدُ».
چرا كه او «پروردگار همه آسمانها، و پروردگار زمين، و پروردگار همه جهانيان است» «رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ».
«رب» به معنى «مالك و مدبر، و حاكم و مصلح» است، بنابراين هر خير و بركتى است از ناحيه ذات پاك او است و به همين دليل، تمام ستايشها به او باز مىگردد، حتى ستايش گل، و صفاى چمن، و صفاى نسيم، و زيبائى ستارگان، ستايش او است كه همه از ذات پاكش سرچشمه مىگيرد و با لطف و عنايتش پرورش مىيابد.
جالب اين كه يك بار مىگويد: پروردگار آسمانها، بار ديگر پروردگار زمين، و سرانجام پروردگار همه جهان هستى و جهانيان، تا اعتقاد به ارباب انواع و خدايان مختلفى را كه براى موجودات گوناگون قائل بودند، درهم بكوبد، و همه را به سوى توحيد ربوبى دعوت كند.
***
بعد از بيان توصيف ذات پاك او به مقام «حمد» و «ربوبيت» در سومين توصيف مىافزايد: «و براى او است كبرياء و عظمت و علو و رفعت در آسمانها و زمين» «وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ».
چرا كه آثار عظمتش در پهنه آسمان و سراسر زمين و تمام جهان آشكار است.
در آيه قبل، سخن از مقام «ربوبيت» يعنى مالكيت و تدبير او، در عالم هستى بود، و در اينجا سخن از عظمت او است كه هر قدر در آفرينش آسمان و زمين