تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٥
***
اما چرا و به چه دليل، شما گرفتار چنين سرنوشتى شديد؟ «اين به خاطر آن است كه، آيات خدا را به سخريه گرفتيد، و زندگى دنيا شما را مغرور كرد» «ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا».
اصولًا، اين دو از يكديگر جدا نيست: «غرور» و «استهزاء»، افراد مغرور و خود برتربين كه ديگران را با چشم حقارت نگاه مىكنند، غالباً آنها را به باد استهزا و سخريه مىگيرند، سرچشمه اصلى غرور، نيز متاع زندگى دنيا و قدرت و ثروت و پيروزىهاى گذرا و موقت آن است كه افراد «كمظرفيت» را چنان غافل مىسازد كه براى دعوت فرستادگان الهى، كمترين ارزشى قائل نمىشوند، و حتى زحمت مطالعه دعوت آنها را به خود نمىدهند.
و در پايان آيه، بار ديگر آنچه را كه در آيه قبل آمده بود، به تعبير ديگرى تكرار و تأكيد كرده، مىگويد: «امروز آنها از آتش دوزخ خارج نمىشوند، و هيچ گونه عذرى از آنها پذيرفته نيست» «فَالْيَوْمَ لايُخْرَجُونَ مِنْها وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ». «١»
در آنجا سخن از مأوى و جايگاه ثابت آنها بود و در اينجا سخن از عدم خروج آنها از دوزخ است، در آنجا مىفرمود: ياورى ندارند، و در اينجا مىگويد:
عذرى از آنها پذيرفته نمىشود، و در نتيجه راه نجاتى براى آنها نيست.
***
در پايان اين سوره، براى تكميل بحث توحيد و معاد، كه بيشترين مباحث اين سوره را در برمىگرفت، ضمن دو آيه، وحدت ربوبيت و عظمت خداوند و قدرت و حكمت او را بيان مىكند، و پنج وصف از صفات خدا را در اين قسمت