تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢
را فريب داد»! امروز نه آنان را از دوزخ بيرون مىآورند، و نه هيچ گونه عذرى از آنها پذيرفته مىشود!
٣٦- پس حمد و ستايش مخصوص خداست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين، و پروردگار همه جهانيان!
٣٧- و براى اوست كبريا و عظمت در آسمانها و زمين، و اوست عزيز و حكيم!
تفسير:
آن روز كه اعمال سوء انسان آشكار مىشود.
نخستين آيه مورد بحث، در حقيقت توضيحى است براى آنچه در آخرين آيات گذشته به صورت اجمال بيان شده بود، توضيحى است بر مسأله استكبار كافران، در برابر آيات الهى و دعوت انبيا، مىفرمايد: «هنگامى كه گفته مىشد وعده الهى حق است و در قيامت هيچ شكى نيست شما مىگفتيد: ما نمىدانيم قيامت چيست؟ ما تنها گمانى در اين باره داريم و به هيچ وجه يقين نداريم» «وَ إِذا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ السَّاعَةُ لا رَيْبَ فِيها قُلْتُمْ ما نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ».
تعبير ما نَدْرِي مَا السَّاعَةُ: «نمىدانيم قيامت چيست»؟ در حالى كه مفهوم قيامت براى آنها پيچيده نبود، و اگر شكى داشتند تنها نسبت به وجود آن بود، نشان مىدهد كه آنها در مقام استكبار و بىاعتنائى بودند، و اگر روح حقطلبى مىداشتند، هم ماهيت روز قيامت امر روشنى بود هم دليل بر وجود آن.
و از اينجا پاسخ اين سؤال كه: «اگر آنها به راستى در شك و ترديد بودند، مسئوليت و گناهى ندارند»؟، روشن مىشود؛ چرا كه اين شك و ترديد، نه به خاطر عدم وضوح حق بود، بلكه از مسأله كبر و غرور و لجاجت و عناد ناشى