تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨
«اى روزگار اف بر تو باد كه دوست خوبى نبودى چه اندازه صبحگاهان و شامگاهان
از دوستان و طالبان ما را به قتل رساندى و روزگار هرگز قانع به گرفتن بدل و عوضى نمىشود» «١»
و به اين ترتيب، براى «دهر» دو معنى وجود دارد: «دهر» به معنى «افلاك و روزگار» كه مورد توجه «دهريّين» بوده و آن را حاكم بر نظام هستى و زندگى انسانها مىپنداشتند، و «دهر» به معنى «مردم عصر و زمان و ابناء روزگار».
مسلماً «دهر» به معنى اول، پندارى بيش نيست، و اگر باشد اشتباه در تعبير است كه به جاى نام خداوند متعال، كه حاكميت بر تمام عالم وجود دارد، نام «دهر» را مىبرند، ولى «دهر» به معنى دوم، چيزى است كه بسيارى از پيشوايان و بزرگان، آن را مذمت كردهاند، چرا كه مردم عصر خود را فريبكار، بىوفا، و متلون مىدانستند.
به هر حال، قرآن مجيد در پاسخ اين بيهودهگويان، جمله كوتاه و پرمحتوائى بيان كرده، كه در مورد ديگرى از قرآن نيز به چشم مىخورد، مىفرمايد: «آنها به اين سخن كه مىگويند: معادى نيست و مبدأ جهان نيز دهر است، يقين ندارند، بلكه تنها گمان بىپايهاى دارند» «ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ».
شبيه اين معنى در آيه ٢٨ سوره «نجم» در مورد كسانى كه فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند، آمده است: وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لايُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً: «آنها هرگز به اين سخن دانشى ندارند، تنها از گمان بىپايه پيروى مىكنند با اين كه «گمان» هرگز انسان را از حق بىنياز نمىكند»!