تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٥
هِىَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا».
«و چيزى جز دهر و گذشت روزگار، ما را هلاك نمىكند» «وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ».
و به اين ترتيب هم «معاد» را انكار مىكردند و هم «مبدأ» را، جمله نخست ناظر به انكار معاد است و جمله بعد ناظر به انكار مبدأ.
قابل توجه اين كه شبيه اين تعبير در دو آيه ديگر قرآن نيز آمده است، در سوره «انعام» آيه ٢٩ مىخوانيم: «وَ قالُوا إِنْ هِىَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ»، و در سوره «مؤمنون» آيه ٣٧ آمده: «إِنْ هِىَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ»، ولى در هر دو مورد، تكيه بر انكار معاد است، تنها در آيه مورد بحث، هم معاد انكار شده و هم مبدأ.
روشن است اين كه آنها روى معاد بيشتر تكيه مىكردند، به خاطر وحشتى بود كه از آن داشتند، و تأثيرى كه ممكن بود در تغيير مسير زندگى هوسآلود آنها، داشته باشد.
مفسران، براى جمله «نَمُوتُ وَ نَحْيا» (مىميريم و زنده مىشويم) چند تفسير ذكر كردهاند: نخست همان كه در بالا گفتيم: «بزرگسالان مىروند، و نوزادان قدم به عرصه حيات مىگذارند و جاى آنها را مىگيرند».
ديگر اين كه: جمله از قبيل تأخير و تقديم است، و در معنى چنين است: ما زنده مىشويم و سپس مىميريم و جز اين حيات و مرگ، چيز ديگرى در كار نيست!
سوم اين كه: بعضى مىميرند و بعضى زنده مىمانند (هر چند سرانجام همه خواهند مرد).
چهارم اين كه: ما در آغاز مرده و بىجان بوديم، سپس لباس حيات بر ما