تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠
خرافى را ادامه دهند، كه اگر اين گونه پيشنهادها عملى مىشد هرگز انسان گامى به سوى تكامل برنمىداشت.
***
آيه بعد در حقيقت علتى است براى نهى از تسليم شدن در برابر پيشنهاد مشركان مىگويد: «آنها هرگز نمىتوانند تو را در برابر خداوند بىنياز كنند و از عذابش برهانند» «إِنَّهُمْ لَنْيُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً».
هر گاه از آئين باطل آنها پيروى كنى، و عذاب الهى دامان تو را بگيرد، هرگز نمىتوانند به كمك تو بشتابند، و يا اگر خداوند نعمتى را از تو سلب كند، آنها قادر به جبران آن نخواهند بود، گر چه روى سخن در اين آيات به پيامبر است ولى منظور همه مؤمنان مىباشند.
سپس، مىافزايد: «ظالمان يار و ياور و دوست و ولى يكديگرند» «وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ».
همه، از يك قماشند و در يك مسير، و سر و ته يك كرباس، و همگى ضعيف و ناتوانند.
اما گمان نكن! كه تو و افراد با ايمان كه اكنون در اقليت هستيد يار و ياورى نداريد «خداوند ولى پرهيزگاران است» «وَ اللَّهُ وَلِىُّ الْمُتَّقِينَ».
درست است آنها ظاهراً جمعيتى عظيم و قدرت و ثروت قابل ملاحظهاى دارند، ولى در برابر قدرت بىانتهاى حق، ذره ناچيزى بيش نيستند.
***
در آخرين آيه مورد بحث، به عنوان تأكيد بر آنچه گذشت، و دعوت به پيروى از اين آئين الهى، مىگويد: «اين قرآن و شريعت وسيله بينائى و مايه هدايت و رحمت براى مردمى است كه اهل يقين هستند» «هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ وَ