تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩
قرآن بكار رفته و تنها در مورد اسلام است.
منظور از «الامر» در اينجا همان دين و آئين حق است كه در آيه گذشته نيز به آن اشاره شده، آنجا كه فرمود: (بَيِّناتٍ مِنَ الْأَمْرِ).
و از آنجا كه اين مسير، مسير نجات و پيروزى است، به دنبال آن به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: «از آن پيروى كن» «فَاتَّبِعْها».
و نيز، از آنجا كه نقطه مقابل آن چيزى جز پيروى از هوا و هوس جاهلان نيست، در آخر آيه مىافزايد: «و از هوا و هوسهاى كسانى كه آگاهى ندارند پيروى مكن» «وَ لاتَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ لايَعْلَمُونَ».
در حقيقت، دو راه بيش نيست، «راه انبياء و وحى» و «راه هوا و هوسهاى جهال»، اگر كسى به اولى پشت كند در مسير دوم خواهد افتاد، و اگر كسى به آن روى آورد از خط انبياء جدا خواهد شد، و به اين ترتيب قرآن قلم بطلان بر هر برنامه هدايتى كه از سرچشمه وحى مدد نمىگيرد، كشيده است.
قابل توجه اين كه بعضى از مفسران گفتهاند: رؤساى قريش نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، عرض كردند: بيا و به آئين نياكانت بازگرد كه هم از تو افضل بودند و هم سالمندتر!
در آن زمان پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز در مكّه بود، آيه فوق نازل شد «١» و به آنها پاسخ گفت كه، راه وصول به حق، وحى آسمانى است كه بر تو نازل شده، نه آنچه هوا و هوس اين جاهلان اقتضا مىكند.
هميشه رهبران راستين به هنگامى كه آئين جديد و پاك و نوينى را عرضه مىكردند، با اين وسوسه جاهلان روبرو بودند، كه تو بهتر مىفهمى يا نياكان و بزرگان و پيشكسوتان قبل از تو؟ و اصرار داشتند آنها نيز همان روشهاى