تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨
رياست و برترى جوئى بود» «فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ».
آرى، آنها پرچم طغيان برافراشتند، و هر گروهى از آنها به جان گروه ديگر افتاد، حتى عوامل وحدت و انسجام را وسيله اختلاف و تفرقه قرار دادند، و به دنبال آن، قدرتشان به ضعف گرائيد، ستاره عظمتشان افول كرد، حكومت آنها متلاشى شد، و دربدر شدند.
بعضى، نيز گفتهاند: منظور اختلافى است كه آنها بعد از آگاهى كافى از صفات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در مورد او داشتند.
قرآن، در پايان آيه آنها را با اين عبارت هشدار مىدهد: «پروردگار تو روز قيامت، در ميان آنها درباره آنچه اختلاف نمودند داورى مىكند» «إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ».
و به اين ترتيب، با كفران نعمت و ايجاد اختلاف، هم عظمت و قدرت خود را در دنيا از دست دادند، و هم مجازات آخرت را براى خود خريدند.
***
بعد از بيان مواهبى كه خداوند به بنىاسرائيل داده بود و كفران كردند، سخن از موهبت عظيمى به ميان مىآورد، كه به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و مسلمين ارزانى داشته، مىفرمايد: «سپس ما تو را بر شريعت و مسيرى به سوى آئين حق قرار داديم» «ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ».
«شريعت» راهى است كه براى رسيدن به آب در كنار نهرهائى كه سطح آب، از ساحل نهر، پائينتر است احداث مىكنند، سپس به هر راهى كه انسان را به مقصد و مقصودش مىرساند اطلاق شده است، به كار گرفتن اين تعبير در مورد آئين حق، به خاطر آن است كه انسان را به سرچشمه وحى و رضايت الهى و سعادت جاويدان كه همچون آب حيات است مىرساند، اين واژه، يك بار در