تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧
و نيز مىدانيم پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله، برترين پيامبران است، بنابراين امت او نيز، امت برترند، چنان كه در آيه ٨٩ سوره «نحل» آمده: وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ: « (به ياد آوريد) روزى را كه از هر امتى، گواهى از خودشان بر آنها برمىانگيزيم؛ و تو را گواه بر آنها قرار مىدهيم».
***
در آيه بعد، به ششمين موهبت بزرگى كه خدا به اين قوم حقنشناس داد اشاره كرده مىگويد: «ما دلائل روشنى از امر نبوت و شريعت در اختيار آنها گذارديم» «وَ آتَيْناهُمْ بَيِّناتٍ مِنَ الْأَمْرِ».
«بَيِّنات» ممكن است اشاره به معجزات روشنى باشد كه خداوند به موسى بن عمران عليه السلام و ساير انبياى بنىاسرائيل، بخشيد، و يا اشاره به دلائل و براهين منطقى آشكار و قوانين و احكام متقن.
بعضى از مفسران، احتمال دادهاند: اين تعبير اشاره به نشانههاى روشنى است كه خداوند درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اختيار آنها گذارد، كه با آن مىتوانستند پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله را همچون فرزندان خود بشناسند «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ». «١»
ولى، مانعى ندارد كه تمام اين معانى در آيه جمع باشد.
به هر حال، با وجود اين مواهب بزرگ و دلائل بيّن و روشن، جائى براى اختلاف، وجود نداشت، ولى اين كفران كنندگان، به زودى دست به اختلاف زدند، چنان كه قرآن در دنباله همين آيه مىگويد: «آنها اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد و سرچشمه اين اختلاف همان حب