تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧
لااقل به مرحله يقين و يا حداقل به مرحله تفكر درمىآيند.
مفسران در اين زمينه وجوه ديگرى نيز ذكر كردهاند كه آنچه گفتيم مناسبتر است.
***
سپس، در آخرين آيه مورد بحث به عنوان يك جمعبندى نسبت به بحثهاى گذشته، و بيان عظمت و اهميت آيات قرآن، مىفرمايد: «اينها آيات الهى است كه ما آن را به حق بر تو تلاوت مىكنيم» «تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ».
آيا كلمه «تِلْكَ» اشاره به آيات قرآنى است؟ يا آيات و نشانههاى خداوند در آفاق و انفس كه در آيات قبل، به آن اشاره شده؟ هر دو احتمال را دادهاند.
ولى ظاهراً به قرينه تعبير به «تلاوت»، منظور آيات قرآنى است، منتها همين آيات قرآنى بيانگر نشانههاى خدا در سراسر عالم هستى است و به اين ترتيب هر دو تفسير قابل جمع است. (دقت كنيد).
به هر حال «تلاوت» از ماده «تلو» (بر وزن فكر)، يعنى سخنى را بعد از سخن ديگرى آوردن، بنابراين تلاوت آيات قرآن همان قرائت آيات پشت سر يكديگر است.
تعبير به «حَقّ» اشاره به محتواى اين آيات و هم اشاره به حقانيت نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله و وحى الهى است، و به عبارت ديگر: اين آيات آنچنان گويا و مستدل است كه دليل حقانيت آن و آورنده آن در خودش نهفته است.
به راستى اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند، به چه چيز ايمان خواهند آورد؟ و لذا در پايان آيه مىافزايد: «اين گروه كافر به كدام سخن بعد از سخن خدا