تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
خاصى جانشين و خليفه ديگرى مىشود، بسيار حسابشده و شگفتانگيز است، هر گاه روز دائمى بود يا فوقالعاده طولانى، آن قدر حرارت بالا مىرفت كه تمام موجودات زنده مىسوختند، و هر گاه شب جاويدان بود و يا بسيار طولانى، همه از شدت سرما منجمد مىشدند!.
اين احتمال در تفسير آيه نيز وجود دارد، كه اختلاف به معنى جانشينى يكديگر نباشد، بلكه اشاره به همان تفاوتى است كه شب و روز در فصول سال پيدا مىكنند، و بر اثر آن محصولات مختلف، گياهان و ميوهها و نزول برف و باران و بركات ديگر عائد انسانها مىشود.
جالب اين كه دانشمندان مىگويند: با تمام تفاوتى كه مناطق مختلف روى زمين از نظر طول شب و روز دارند، اگر مجموع ايام سال را حساب كنيم، تمام مناطق دقيقاً به اندازه هم از نور آفتاب بهره مىگيرند!. «١»
در مرحله دوم از رزق حياتبخش آسمانى، يعنى باران، سخن به ميان آمده كه نه در لطافت طبعش كلامى است، و نه در قدرت احياگريش سخنى، و همه جا نشانه زندگى و طراوت و زيبائى است.
چرا چنين نباشد در حالى كه قسمت اصلى بدن انسان و بسيارى از جانداران ديگر و گياهان را همين آب تشكيل مىدهد.
و در مورد سوم سخن از وزش بادها است، بادهائى كه هواى پراكسيژن زنده را جابه جا مىكنند، و در اختيار جانداران مىگذارند، هواى آلوده به كربن را براى تصفيه به دشتها و جنگلها و صحراها مىفرستند، و پس از تصفيه به شهرها و آبادىها مىبرند، و عجب اين كه اين دو دسته از موجودات زنده يعنى