تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٨
آرى، بهرهگيرى از اين توفيقات بزرگ، و رسيدن به آن همه پاداش در پرتو اين توفيقات، «فوز عظيم» و پيروزى بزرگى است كه جز در سايه لطف او حاصل نمىشود.
***
نكته:
مرگ نخستين چيست؟
در آيات فوق خوانديم كه بهشتيان هيچ مرگى جز مرگ نخستين را نمىچشند، در اينجا سه سؤال مطرح است:
نخست اين كه، منظور از مرگ اول چيست؟ اگر مرگى است كه پايان زندگى دنيا را تشكيل مىدهد، چرا مىگويد: بهشتيان جز مرگ اول را نمىچشند، در حالى كه آن را قبلًا چشيدهاند (و بايد به صورت فعل ماضى گفته شود نه مضارع).
در پاسخ اين سؤال، بعضى «إِلَّا» را در «إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى» به معنى «بعد» گرفتهاند، و گفتهاند: معنى آيه اين مىشود: «بعد از مرگ نخستين، مرگ ديگرى را نخواهند چشيد».
بعضى در اينجا تقديرى قائل شدهاند و گفتهاند تقدير چنين است: إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى الَّتِى ذاقُوها: «مگر مرگ نخستين كه آن را از قبل چشيدهاند». «١»
سؤال ديگر اين كه، چرا تنها سخن از مرگ نخستين به ميان آمده؟ در حالى كه مىدانيم انسان دو مرگ را مىچشد، مرگى در پايان زندگى دنيا، و مرگى بعد از حيات برزخى.