تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
لباسهائى از حرير لطيف و نازك و ضخيم مىپوشند، و در برابر يكديگر بر تختها جاى دارند» «يَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِينَ».
«سُندُس» به پارچههاى ابريشمين نازك و لطيف مىگويند، و بعضى قيد زربافت را نيز به آن افزودهاند.
«إِسْتَبْرَق» به معنى پارچههاى ابريشمى ضخيم است، و جمعى از اهل لغت و مفسران آن را معرب كلمه فارسى «استبر يا ستبر» (به معنى ضخيم) مىدانند، اين احتمال نيز هست كه ريشه آن عربى باشد و از «برق» (به معنى تلألؤ) گرفته شده است، به خاطر درخشندگى خاصى كه اين گونه پارچهها دارد.
البته در بهشت، گرما و سرماى شديدى وجود ندارد تا به وسيله پوشيدن لباس دفع شود، بلكه اينها اشاره به لباسهاى متنوع و گوناگون بهشتى است، و همان گونه كه قبلًا گفتهايم، الفاظ و كلمات ما كه براى رفع حاجت در زندگى روزمره دنيا وضع شده، قادر نيست مسائل آن جهان بزرگ و كامل را توصيف كند، بلكه تنها مىتواند اشاراتى به آن باشد.
بعضى نيز تفاوت اين لباسها را اشاره به تفاوت مقام قرب بهشتيان دانستهاند.
ضمناً متقابل بودن بهشتيان با يكديگر، و حذف هر گونه تفاوت و برترىجوئى در ميان آنها، اشارهاى است به روح انس و اخوتى كه بر جلسات آنها حاكم است، جلساتى كه جز صفا و روحانيت و معنويت در فضاى آن چيزى وجود ندارد.
***
در مرحله چهارم، نوبت به همسران آنها مىرسد، مىگويد: «آرى، اينچنيناند بهشتيان، و حور العين را به همسرى آنها درمىآوريم» «كَذلِكَ وَ