تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
تفسير:
درخت زقوم!.
در اين آيات، توصيف وحشتناك و تكاندهندهاى از عذابهاى دوزخى منعكس شده، كه بحث آيات قبل را در مورد «يوم الفصل» و روز رستاخيز تكميل مىكند.
مىفرمايد: «درخت زقوم ...» «إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ».
***
«غذاى گناهكاران است»! «طَعامُ الْأَثِيمِ».
اينها هستند كه از اين گياه تلخ و بد بو و بد طعم و كشنده مىخورند.
«زقّوم» به طورى كه در تفسير آيه ٦٢ سوره «صافات» نيز گفتيم، به گفته مفسران و اهل لغت، نام گياهى تلخ و بد بو و بد طعم است كه داراى برگهاى كوچكى است، و در سرزمين «تهامه» از «جزيرة العرب» مىرويد، و مشركان با آن آشنا بودند، گياهى است كه شيره تلخى دارد كه وقتى به بدن اصابت كند متورم مىشود. «١»
بعضى معتقدند كه در اصل به معنى «بلعيدن» «٢»
، و بعضى مىگويند به معنى «هر نوع غذاى تنفرآميز دوزخيان» است. «٣»
در حديثى آمده است، هنگامى كه اين واژه در قرآن نازل شد، كفار «قريش» گفتند: چنين گياهى در سرزمين ما وجود ندارد، چه كسى از شما معنى «زقوم» را مىداند؟ در آنجا مردى از اهل «افريقا» بود گفت: «زقوم» در لغت ما به معنى «كره و خرما» است (شايد منظور او نيز استهزاء بود)، وقتى «ابوجهل» اين سخن