تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨
شاهان «ترك»، و «فرعون» براى سلاطين «مصر»، و «قيصر» براى سلاطين «روم».
اين تعبير (تُبَّع) از اين نظر بر ملوك «يمن» اطلاق مىشد كه مردم را به پيروى خود دعوت مىكردند، يا يكى بعد از ديگرى روى كار مىآمدند.
ولى ظاهر اين است كه قرآن از خصوص يكى از شاهان «يمن» سخن مىگويد، (همان گونه كه فرعون معاصر موسى عليه السلام كه قرآن از او سخن مىگويد، شخص معينى بود) و در بعضى از روايات آمده كه نام او «اسعد ابوكرب» بود.
جمعى از مفسران معتقدند: او شخصاً مرد حقجو و مؤمنى بود، و تعبير به قوم «تُبَّع» در دو آيه از قرآن را دليل بر اين معنى گرفتهاند، زيرا در اين دو آيه از شخص او مذمت نشده، بلكه از قوم او مذمت شده است.
روايتى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده نيز شاهد اين معنى است، در اين روايت مىخوانيم كه: لاتَسُبُّوا تُبَّعاً فَإِنَّهُ كانَ قَدْ أَسْلَمَ: «به «تُبَّع» بد نگوئيد، چرا كه او اسلام آورد». «١»
و در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده است: إِنَّ تُبَّعاً قالَ لِلْأَوْسِ وَ الْخَزْرَجِ كُونُوا هاهُنا حَتّى يَخْرُجَ هذَا النَّبِىُّ، أَمَّا أَنَا لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ وَ خَرَجْتُ مَعَهُ: «شما در اينجا بمانيد تا اين پيامبر خروج كند، اگر من زمان او را درك مىكردم كمر خدمت او را مىبستم، و با او قيام مىكردم»!. «٢»
در روايت ديگرى آمده است: هنگامى كه «تُبَّع» در يكى از سفرهاى كشورگشائى خود، نزديك «مدينه» آمد، براى علماى يهود كه ساكن آن سرزمين بودند، پيام فرستاد كه من اين سرزمين را ويران مىكنم تا هيچ يهودى در آن