تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦
لاعِبِينَ». «١»
آرى، اين آفرينش عظيم و گسترده هدفى داشته است، اگر به گفته شما، مرگ نقطه پايان زندگى است، و بعد از چند روز، خواب و خور و شهوت و اميال حيوانى، زندگى پايان مىگيرد، و همه چيز تمام مىشود، اين آفرينش لعب و لغو و بيهوده خواهد بود.
باور كردنى نيست كه خداوند قادر حكيم، اين دستگاه عظيم را تنها براى اين چند روز زندگى زودگذر و بىهدف و توأم با انواع درد و رنج، آفريده باشد، اين با حكمت خداوند هرگز سازگار نخواهد بود.
بنابراين، مشاهده وضع اين جهان، نشان مىدهد كه مدخل و دالانى است براى جهانى عظيمتر و ابدى، چرا در اين باره انديشه نمىكنيد؟
اين حقيقت را قرآن كراراً در سورههاى مختلف بازگو كرده است.
در سوره «انبياء» آيه ١٦ در همين زمينه مىگويد: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ».
و در سوره «واقعه» آيه ٦٢ مىگويد: وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ: «شما عالَم نخستين را دانستيد؛ چگونه متذكر نمىشويد»؟.
به هر حال، در صورتى آفرينش اين جهان هدفدار خواهد شد، كه جهان ديگرى پشت سر آن باشد، و به همين دليل مكتبهاى الحادى و منكران معاد، معتقد به بيهودگى و پوچى آفرينش هستند.
***
سپس، براى تأكيد اين سخن مىافزايد: «ما آن دو را جز به حق نيافريديم»