تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥
آنها نفوذ مىكرد، از سر بريدن نوزادان پسر، و زنده نگه داشتن دختران، براى خدمتكارى و هوسرانى، از بيگارى و كارهاى بسيار سنگين و مانند آن، و چه دردناك است سرنوشتِ قوم و ملتى كه در چنگال چنين دشمن خونخوار و ديو سيرتى گرفتار شوند!
***
آرى، خداوند اين قوم مظلوم را در پرتوِ قيام الهى «موسى بن عمران» عليهما السلام از چنگال اين ظالمانِ سفاكِ تاريخ رهائى بخشيد، لذا به دنبال آن مىافزايد: «از چنگال فرعون» «مِنْ فِرْعَوْنَ».
«چرا كه او مردى متكبر و از اسرافكاران و متجاوزان بود»! «إِنَّهُ كانَ عالِياً مِنَ الْمُسْرِفِينَ».
منظور از «عالِى» در اينجا علوِّ مقام نيست، بلكه اشاره به برترىجوئى او، و علو در اسراف و تجاوز است، چنان كه در آيه ٤ سوره «قصص» نيز آمده: إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ: «فرعون در زمين برترىجوئى كرد» (تا آنجا كه حتى دعوى خدائى نمود و خويشتن را «ربّ اعلى» ناميد).
«مُسْرِف»، از ماده «اسراف»، به معنىِ هر گونه تجاوز از حد در اعمال و گفتار است، و به همين دليل، در آيات مختلف قرآن، در موردِ تبهكارانى كه ظلم و فساد را از حد مىگذراندند، واژه «مُسْرِف» به كار رفته است، و نيز به مطلقِ گناهان، اسراف گفته شده، چنان كه در آيه ٥٣ سوره «زمر» مىخوانيم: قُلْ يا عِبادِىَ الَّذِيْنَ أَسرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ: «بگو: اى بندگانِ من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد»!.
***
در آيه بعد، به يكى ديگر از مواهبِ خداوند بر بنىاسرائيل اشاره كرده،