تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢
تضعيف و بر استقامت دوستان مىافزوده، چرا كه مىدانستند رهبرشان، تا آخرين مرحله، مقاومت مىكند.
تكيه روى مسأله «رجم» (سنگسار كردن) ممكن است از اينجا سرچشمه گرفته باشد، كه بسيارى از رسولان الهى را قبل از موسى عليه السلام تهديد به «رجم» كردند، از جمله «نوح» عليه السلام: قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ:
«اى نوح! اگر خوددارى نكنى، سنگسار خواهى شد». «١»
و «ابراهيم» عليه السلام آنجا كه «آذر» او را تهديد كرد: «لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ» «٢»
و «شعيب» عليه السلام، در آنجا كه بتپرستان تهديدش كرده، به او گفتند: وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ: «اگر به خاطر احترام قبيلهات نبود، تو را سنگسار مىكرديم». «٣»
انتخاب «سنگسار»، از ميان انواع قتل، به خاطر آن است كه از همه سختتر است، و به گفته بعضى از ارباب لغت، اين كلمه، به معنى مطلقِ قتل نيز آمده است. «٤»
اين احتمال نيز از سوى بسيارى از مفسران داده شده كه «رجم»، به معنى متهم ساختن و دشنام دادن است؛ زيرا اين واژه در اين معنى نيز به كار مىرود، و در حقيقت پيشگيرى از تهمتهائى است كه بعداً به موسى عليه السلام زدند.
استعمال اين كلمه، در معنى گستردهاى كه هر دو معنى را شامل مىشود نيز ممكن است.
در آخرين آيه مورد بحث، آخرين سخنش را به آنها مىگويد كه: «اگر به من ايمان نمىآوريد، لااقل مرا رها كنيد، و كنارهگيرى كنيد و مزاحم ايمان آوردن مردم نشويد» «وَ إِنْ لَمْتُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ».